counter create hit

مطالب مرتبط:

فیلم | لوح سنگی ایرانی که به ایتالیا قاچاق شده بود

پلیس ایتالیا یک لوح سنگی قرن هفدهم که به طور غیرقانونی از ایران به این کشور قاچاق شده بود را به سفیر کشورمان در رم تحویل داد.

انتشار تصاویر اولیه از محل شهادت مستشاران ایرانی در حمله موشکی به فرودگاه «T4»

انتشار تصاویر اولیه از محل شهادت مستشاران ایرانی در حمله موشکی به فرودگاه «T4»

تصاویر اولیه از محل حمله موشکی روز گذشته به فرودگاه T4 که منجر به شهادت 7 نفر از شهروندان کشورمان شد منتشر گردید.

واکنش کوتینیو به حذف بارسا و صعود لیورپول+عکس

کوتینیو به حذف بارسا و صعود تیمش سابقش به نیمه نهایی واکنش نشان داد.

تصاویر: صفحه اول روزنامه های چهارشنبه،۲۲ فروردین

تصاویر صفحه نخست روزنامه های امروز چهارشنبه، ۲۲ فروردین منتشر شد.

بلای وحشتناکی که رمال بر سر پسر مجرد آورد! +تصاویر

مردی که برای گشایش بخت به رمال کلاهبردار مراجعه کرده بود با اعتماد به او بر سر جان خود ریسک بزرگی کرد.

حسرت فرصت های از دست رفته برای جابر(عکس)

حسرت فرصت های از دست رفته برای جابر(عکس)

مهاجم استقلال برابر تیم سابق خود توفیق چندانی نداشت.

عکس ؛ صحنه مشکوک پنالتی رئالی ها ! این پنالتی صحیح بود ؟

یوونتوس در بازی دیشب ( چهارشنبه ) دست به کار بزرگی زده بود و شکست ۳-۰ بازی رفت را با زدن سه گل به رئال جبران کرد اما اعلام یک پنالتی روی لوکاس واسکز توسط مایکل اولیور(داور بازی) ورق بازی را برگرداند. یوونتوسی ها به شدت نسبت به این صحنه معترض ...

استقلال با اتوبوس شرکت واحد در راه کویت (عکس)

استقلال با اتوبوس شرکت واحد در راه کویت (عکس)

بازیکنان استقلال امروز در راه رفتن به فرودگاه امام خمینی با اتفاق عجیبی روبرو شدند.

فیلم های کمدی تا ساعت ۱۷ امروز اکران نمی شوند

به مناسبت شهادت امام موسی کاظم(ع)، فیلم های کمدی تا ساعت ۱۷ در سالن های سینما نمایش داده نمی شوند.

استقلال با اتوبوس شرکت واحد در راه کویت+عکس

به گزارش جهان نیوز،  بازیکنان استقلال امروز برای بازی با الهلال به سمت کویت پرواز می کنند. کلیه اعضای تیم فوتبال استقلال امروز با یک دستگاه اتوبوس راهی فرودگاه امام خمینی شدند که در اتفاقی عجیب این اتوبوس میانه راه خراب شد. با این شرایط استقلالی ها مجبور شدند با ...

اعلام نام ۶ فیلم ایرانی حاضر در بخش مسابقه جشنواره جهانی فجر

اسامی فیلمâهای ایرانی و خارجی پذیرفته شده در بخش «سینمای سعادت» سیâوششمین جشنواره جهانی فیلم فجر اعلام شد.

فیلم | قرائت بیانیه شورای عالی استان ها خطاب به رییس قوه قضاییه

بیانیه شورای عالی استان ها خطاب به رییس قوه قضاییه درباره سخنان دادستان کل کشور درمورد استعفای محمدعلی نجفی، شهردار تهران را در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید. ...

عجیب اما واقعی ؛ سگی که با موتور مسافرکشی می کند!

کلیپ جالب در فضای مجازی دست به دست می شود که یک سگ و صاحبش را در حال موتورسواری نشان می دهد. البته این موتورسواری یک تفاوت بزرگ و جالب دارد؛ یعنی اینکه اینبار، سگ راننده ی موتور است! بله؛ حتما شما هم از دیدن این صحنه و البته قیافه ی خنده دار شگ هنگام رانندگی ...

برف بهاری مردم کویر را غافلگیر کرد +تصاویر

نخستین برف بهاری، طبیعت زیبا وکویری بادرود را سفیدپوش کرد.

اتفاق بی سابقه برای ایرانی ها در کن ۲۰۱۸

در جشنواره کن امسال سه کارگردان ایرانی برای دریافت نخل طلا با هم رقابت می کنند. اصغر فرهادی با فیلم «همه می دانند»، جعفر پناهی با فیلم «سه رخ» و اوا هیوسون با فیلم «دختران خورشید». ...

دختر که من می خواهم به در دست تحویل راه حل + صوتی

دختری که می خواست در دست های عشقش حل شود + عکس

گروه جهاد و مقاومت مشرق - همه چیز مونتاژ شده است. بچه ها قانون در خانواده است. پای بهبود لای موتور رفت و خاکستر و مژه. خون نظارت از زنان پوشیدن عطر. دریافت کباب. دلم ریش. آن را مشترک و ... گریه. پدر من بازار کار به من میگفت: "صبر! برای باش! این جا جای گریه است." هنوز هم با یک رابطه صمیمی من نیست و من نمی التیام برای به روز رسانی. عشق. رابطه عجیب و غریب بین من و او که او هنوز تا هنوز هم با صدا. تشکیل شده است. احساس نمی بکر. شاهد تقویت فانوس یک روز پس از آن با پدر و مادر من و خانواده من به آنچه رفت ساخته شده است. به تنهایی به بیمارستان رفتم. دوستان خود را روی تخت کنار بیمارستان بود و پشت خود را به ما. محسن علی بالای سر دید گفت: "سمیرا! دست در بسیاری از درد است. این طاقت ندارم." درباره کتاب "با اجازه بزرگترها بله!" بیشتر بدانید: من امیدوارم که انتظار می رود آسان به درک من / پرداخت بهتر سبک زندگی/ کتاب اول از تصاویر جنگ در جهان در حال چاپ با ما / بازار کتاب در دفاع مقدس خوب است هنگامی که سارا سلام! عکس: بخش خواندن کتاب "با اجازه بزرگترها، بله!» خواستگاری به سبک شهدا در حالی که پایش اوضاع خیلی بدتری داشت، نسبت به زخم سطحی دستش نالان شده بود. گفتم: "چی شده؟ خب چرا به دکتر نگفتی؟ کجای دستت؟" دستش را گرفتم تا ببینم کجای دستش را می‌گوید که به یکباره دستم را محکم گرفت. حرارت دست‌های‌مان یادم نمی‌رود، برای اولین بار به هم گره خورده بود. جدا شدن‌شان سخت بود. تمام وجودم توی دست‌ها و سرانگشتانم رفته بود. دلم می‌خواست آن‌ها در دست‌های محسن حل بشوند و بمانند. (روایتی از همسر شهید محسن فانوسی) همسر شهید محسن فانوسی * کتاب «با اجازه بزرگترها بله!» خاطراتی از خواستگاری به سبک شهدا